خرید بک لینک

درباره سایت

حرف های درِ گوشی

امکانات وب

ن : عاصی ت : دوشنبه 23 مرداد 1396 ز : 08:25

توی یکسال گذشته سه بار محل کارم عوض شده. دوبارش خیلی خوشحالم کرد این سومی کمرمو شکست، رئیسی که خیلی دوسش دارم، با هم خیلی خوبیم، همیشه حمایتم کرده، همیشه تلاشمو کردم بهترین کارمندش باشم یهو جنی شد جفت پاشو کرد تو کفش شیطون و الا و بلا باس بری شعبه ی فلان!

از من اصرار که نه! از اون اصرارکه هیچ مدله راه نداره چونه نزن!

از چهارشنبه که اومدم اینجا حتی یه زنگی پیگیری ای چیزی نکرده ببینه مردهم؟ زندهم؟ اصن میام یا لج کردم؟ هیچی...

بچه ها اعتقاد دارن یکی زیرآبتو زده، خودم هیچ ایده ای ندارم...

.

محیط جدید محیط 99.8% مردونه س! یه خانومی روزی چند ساعت از طرف پیمانکار میاد اینجا و من! بقیه همه مرد! اکثرا کارگر و کم فرهنگ و کم سواد...

یا میکشمشون یا کشته میشم! راه سومی نیست!!

.

باورم نمیشه با اینکه چندین ماهه اینترنت اداره ر قطع کردن و دیگه خبری از خرید های بی انتهای اینترنتی از سایتهای فروش آنلاینِ شیر مرغ تا جون آدمیزادی نیست چرا بازم پول کم میارم؟ چرا هیچوقت نیست که درآمدم کفاف هزینه های زندگیمو بده؟

.

نزدیک اداره ی جدید دنبال خونه گشتم، طول جغرافیاییش پایین تر از ادارهی قبلیه و منِ خوش خیال هم فکر کردم لابد قیمتاش مناسب تره! ولی زهی خیال باطل! 30%گرونتر از محل اداره قبلی...

.

یکی از همکارای جدید میخواد خونه ش رو بفروشه، با توجه به وامی که میشه روی خونه ش گرفت فقط اگه 10میلیون تومن بیشتر پول داشتم میتونستم خونه ش ر بخرم، ولی ندارم و اینکه خونه ش هم خیلی دوره! خیلی! اون سر دنیاس اصن... بخشکی شانس...

.

.

.

برچسب: نویسنده: یلدا اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:09

صفحه بندی