خرید بک لینک

درباره سایت

حرف های درِ گوشی

امکانات وب


روزهای خوبی سپری شد! مشخص است نه؟! وقتی که بد است و غمگینم و غر دارم پاشنه ی وبلاگ را از جا میکنم و هی مینویسم و مینویسم و مینویسم!

بعد روزهایی که همه چیز خوب است و اینها تو بگو دستم به نوشتن یک خط برود نمیرود!

اینهم از معضلات نق نقو بودن است دیگر

بایستی ببخشید!

.

خیلی وقت پیش یک خانمی فراخوان داد هرکسی فکر میکند میتواند مطلب طنز بنویسد با من تماس بگیرد

از آنجاییکه اعتماد بنفس در تک تک سلولهایم نهادینه شده تماسی گرفتم و قرار شد چند نمونه بداهه و بدون هیچ موضوعی از خودم بنویسم

بعد برایشان ایمیل کنم

چند هفته طول کشید تا بالاخره بتوانم چیزی بنویسم! آنهم طبق موازین مطبوعاتی!

از لحظه ای که ایمیل را فرستادم تا وقتی جوابهایش را خواندم توی دلم غوغایی بود ها!

نه اینکه خودم را طنزپرداز یا حتی بانمک تصور کنم! ولی خب میترسیدم با ادبیات تندی نقد بشم و خیلی دلم بسوزد!

خلاصه ی امر اینکه گفتند بد نیست ولی هم خیلی روی موضوع متمرکز نیستی و شاخ و برگ داده ای و هم اینکه اصلا و ابدا مطابق موازین نیست و به هیچ وجه من الوجوه نمیشه چاپشون کرد! ولی خوبی بامزه ای باریکلا!!

.

پریروزها یک حرفی زده که مانده توی دلم

لحظه ای ذهنم را رها نمیکند

اصلا یک حالی هستم ها

شیرینی یک چیز خوب را به کامم تلخ کرده

بماند

.

راستی یکهفته است دوره ی شنای پیشرفته و آمادگی مسابقات ثبت نام کرده م!

نمیدانم با این ریه های خسته ی آلوده چطور میخواهم بروم مسابقه بدهم فقط همین قدر میدانم که خیلی دوستش دارم

خیلی

.

"ن" جواب آخر را از دکتر گرفته است

کنسر

دنیا روی سرم خراب شده

مغزم درد میکند

لال شده م.

حتی دستم نمیرود بهش زنگ بزنم

چه بگویم ؟! بگویم درست میشود؟ غصه نخور؟ خوب میشی؟ 

چکار کنم؟

چه گلی به سرم بگیرم؟

.

خیلی سال پیش وبلاگ پسری را میخواندم که نوشته هایش عجیب خوب بود

بعدها جاهای دیگری هم رد پایش را پیدا کردم

روزی که فهمیدم حدودا صد سال کوچکتر از من است حس خیلی عجیبی داشتم

فکر میکردم چطور این سن کم انقدر اطلاعات دارد؟

از آن روزها پسرم صدایش زدم

کم کم او هم مامی جان صدایم زد

و او شد پسر من!

حالا پسرم یکی از نوابغ است

و احتمالا فردا میبینمش

یک کلام گفته دلبرم هم با خودم آمده اینجا

توی دلم صد زن کولی رخت میشورند

واقعا حس میکنم قرار است معشوق پسر واقعی م را ببینم

همینقدر حقیقی

همینقدر خوب و قلقلک دهنده

.

.

.

برچسب: نویسنده: یلدا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 17:13

صفحه بندی