خرید بک لینک

درباره سایت

حرف های درِ گوشی

امکانات وب



تا پسفردا که کادویش را بدهم و یکی از باحالترین دخترهای زندگی م را سوپرایز کنم حتما سکته میکنم

از تصور اینکه چقدر خوشش خواهد آمد یا اینکه جیغ میکشد یا مثلا گریه میکند دلم آشوب است

دارم حسابی ذوق میکنم!

.

از بزرگترین لذتهای زندگیم همین غافلگیر کردن دیگران است

شبها قبل خواب فکر میکنم که مثلا فلانی چه چیزهایی دوست دارد و چجوری میتونم آنهاییکه دوستشان دارم را غافلگیر کنم!

.

بعد متاسفانه خودم از سوپرایز شدن هیچ خوشم نمی آید

یعنی به او هم گفتم جان عزیزانت من را سوپرایز نکن

.

لابد توی ناخودآگاهم میترسم دیگران به خوبی ندانند که من چجوری خوشحال میشوم و بعدش من مجبور باشم وانمود کنم که خیلی خوشحال شدم و وای که چقدر از وانمود کردن بدم می آید!

.

دل توی دلم نیست که یکنفر از دختر فیلم بگیرد وقتی کادویش را باز میکند!

مثل همان فیلمی که از من گرفتند وقتی پارسال دوستانم از درب کافه وارد شدند و برایم شعر تولدت مبارک خواندند! فیلمی که اشک ریختنم را ثبت کرده.

گریه ای از خوشی اولین تولد سوپرایزی عمر صدساله م!

.

.

.


برچسب: نویسنده: یلدا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 17:13

صفحه بندی