نشسته بودیم منتظر که غذایمان بیاید و داشتیم سیب زمینی سرخ کرده ها را غارت میکردیم
یکباره برای اینکه با دایی زاده هایم ارتباط کلامی بگیرم گفتم: خیلی دوست دارم بدونم کی اولین بار به ذهنش رسید سیبزمینی رو سرخ کنه؟
پسر دایی 11ساله ی نیم وجبی م گفت: خب گوگل کن!
انقدر این جمله را خونسرد و بیتفاوت گفت که نطقم تا دو ساعت بعدش کاملا کور بود.
غذا هم تقریبا کوفتم شد!!
.
انتقام تمام گوگل کن هایی که در زندگی م به ملت گفتم یکجا گرفته شد!
1-1 مساوی با کائنات و اینها...
.
.
.
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدیان