بحرانهای بزرگی را دارم از سر میگذرانم
از آن بحرانهایی که نمیدانم چطور دوام می آورم؟ چطور هنوز نفسم بالا می آید؟
دو هفته ی تمام سر درد داشتم و فشار خون بالا
دوهفته ی تمام لرزش دست راست داشتم و پرش پلک چپ
ولی هنوز دارم ادامه میدهم
.
شاید خیلی از مردم دنیا نزدیک تولدشان خوشحال باشند
شاید برایش روز شماری و لحظه شماری کنند
اما من از تولدم متنفرم
از این روز که همیشه برایم خیلی مهم میشود متنفرم
از اینکه با اینکه انقدر برایم مهم میشود ولی هیچ وقت آنجور که دلم میخواهد خوش نمیگذرد بیشتر از همه متنفرم!
.
امسال داستان کمی فرق میکند
امسال تصمیم گرفتم این شب را آنطور که دوست دارم خوش بگذرانم
و خب این تصمیم عواقبی هم دارد
عواقبی دردناک و ناراحت کننده
انتخاب سختی بین ناراحتی خودت یا دیگران
ولی من تصمیمم را گرفتم
هرچه بادا باد
.
.
.
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدیان