آلبوم موسیقی گروه مورد علاقه م در روز دوم بعد از انتشار رسمی بدستم میرسد .
من و او و یک دوست دیگرمان میشویم اولین ایرانی هایی که چنین شانسی داشته ایم!
توی یک حراجی اینترنتی برایم PS4 میخرد!
قرار است با مجموع 100سال سن و 200کیلو وزن بنشینیم و بازی کنیم!!
باید از احساس خوشی و خوشبختی بمیرم
.
دلم کیکرز میخواهد. کیکرز واقعی! قرمز رنگ... آخر آن وقتها ما دختر مدرسه ای ها اجازه نداشتیم رنگهای شاد بپوشیم! مثل الآن نبود که دختر مدرسه ای ها با تتو و ابروی برداشته و پیرسینگ میروند مدرسه! ما بخاطر جوراب رنگی هم توبیخ میشدیم چه برسد به کیکرز قرمز!!
حالا که دیگر کسی به پوششم کار ندارد دلم کیکرز قرمز میخواهد... همان رنگی که هیچ وقت نداشتمش.
.
برای خودم دستبند کارتیه ای که همیشه آرزویش را داشتم خریدم
موهایم را کراتینه کردم
هی میروم دوستانم را میبینم
اما
نمیدانم چرا دلم آرام نیست
خیالم راحت نیست
حالم خوش نیست
او هست، زیاد هم هست، اصلا از سرم هم زیادی است... اما انگار یک چیزی سر جایش نیست
دلم یک بی دغدغگی طولانی چند روزه میخواهد
.
توی دلم پروانه پرپر میزند این روزها
هی حالم کج و کوله میشود
هی یک جورهایی میشوم
تعطیلات طولانی ای در راه است و من هیچ برنامه ای برایش ندارم
.
.
.
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدیان