با دلخوری آمدم اینجا اما روزها دارند خوب سپری میشوند
کار هست زیاد هم هست ولی خوب است
حواشی دارد ولی کمتر از آنجا!
یکی دو تا دختر خانم جوان هستند که نمیدانم چرا اصلا ندیده و نشناخته از من خوششان نمی آید یا حداقل من اینطور برداشت میکنم!
برایم مهم است؟! نه!!
4سال توی قعر جهنم کار کردم!! اینجا هرچیزی باشد به آن بدی ها هم نیست!!
.
برای یک تصمیم خیلی مهم کاری نیاز به مشاوره دارم
نمیدانم چکار باید بکنم
او هست
مشاوره دادنهایش هم خوب است
اما حس میکنم بجز او نیاز دارم نظرات دیگری را هم بشنوم
.
قورباغه ی بزرگم را قورت دادم.
جمعه ای که از آن خیلی میترسیدم به خیر گذشت
همه چیز نه طبق برنامه اما خوب و البته خوش گذشت
.
.
.
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدیان