هم عکس پروفایل تلگرامش را دیده بودم هم اینستاگرامش را دنبال میکردم. من میدانستم پسرم چه شکلی است اما یک دلشوره ی غریبی داشتم!
من اخلاق مرد زندگی م را خوب میشناسم. او خیلی منطقی و روشن فکر (واقعی) است. میدانستم درباره ی این دیدار به مشکلی برنخواهیم خورد اما یک دلشوره ی غریبی داشتم!
پسرم گفته بود با دلبرش می آید! من میدانستم انتخاب او نمیتواند چیز بدی باشد اما یک دلشوره ی غریبی داشتم!
.
دیشبش تا صبح درست نخوابیدم
قرارمان ساعت 9 بود. ما زود رسیدیم و کمی توی کافه منتظرشان نشستیم. نمیدانم چقدر طول کشید اما برای من که خیلی بود! خیلی زیاد! شاید چند ساعت!!
از دور که دیدمش قلبم تالاپ تولوپ کرد! ای بابا انگار دارم پسر واقعی م را بعد از اینهمه سال میبینم!
و دلبرش! آخ از دلبرش که هزار بار این اسم برازنده ش بود! دلبر.
با اینکه ساعت 11 کلاس داشتم تا ساعت 12.30 پیش بچه ها نشستیم و گپ زدیم. چقدر لذتبخش بود. این دختر و پسر شبیه جوانی های من و او بودند! با این تفاوت که خوشبختانه آنها توی همان سن جوانی همدیگر را پیدا کرده بودند!
من با سه نفر سمپادی نشسته بودم سر میز و چقدر لذتبخش بود معاشرت با آدمهایی که ذهنشان کمی بازتر و فکرشان کمی بزرگتر از اکثریت باشد!
چقدر ممنون و مدیون او شدم که بجای رفتن سر کار ماند پیشمان و با بچه ها خیلی راحت و صمیمی برخورد کرد! به همه مان خوش گذشت
.
پنجشنبه ی هفته ی پیش از به یاد ماندنی ترین روزهای زندگی من شد
چون بجز دیدن بچه هایم ( حالا دیگر اصرار دارم که جفتشان بچه های من باشند! بسکه جفتشان چلاندنی و دوست داشتنی هستند!) یک اتفاق عجیب دیگر هم افتاد!
شب دعوت بودیم خانه ی "ن" برای تولد خواهرش. رفتم که از نزدیکی های دانشکده برایش چیزکی بخرم. توی یک پاساژ وقتی حواسم رفت به صفحه ی گوشی تا جواب مسیج "ن" را بدهم سرم محکم خورد به زیر پله ای که از آن وسط ها رد شده بود!
قبلا اصلا ندیده بودمش! و برای چند ثانیه ای که بعد از ضربه روی زمین نشسته بودم حس کردم کسی زده است توی سرم! چک کردم گوشی و کیفم همراهم هست پس کسی به قصد کشتن یا دزدی نزده است توی سرم و اینبار خودم بودم که بی احتیاطی کرده م!
سرم کمی خون آمد و آن پله ها هم خونی شده بود!
ولی خب شما فکر میکنی این اتفاق دردناک که باعث ورم کردن پیشانیم شد مانع از تولد بازی مان شد؟! خیر! رفتیم و تا پاسی از نیمه شب هم مشغول شادی کردن بودیم!
.
.
.
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدیان